مجیر
 
 

شهریور 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    


چنان لطف او شامل هر تن است که هر بنده گوید خدای من است چنان کار هر کس به هم بافته که گویا به غیری نپرداخته


جستجو




کاربران آنلاین
  • زفاک


کاربران تصادفی
 



در بحث های تربیتی به جای تعیین عدد باید قاعده را به مردم یاد داد. به جای دادن ماهی ،ماهیگیری یاد می دهیم. مخصوصا در مسائل تربیتی بخاطر تفاوت ویژه ای که بین افراد و تربیت آنها وجود دارد تعیین سن چندان معقول نیست. (مثل سن ازدواج ،بعضی ها می گویند سن ازدواج پسرها 24 سال است .چه کسی می گوید؟ ممکن است که پسری در سن 18 سالگی آمادگی ازدواج را داشته باشد ولی پسری در سن 28 سالگی هنوز موقعیت ازدواج برایش فراهم نباشد. چون نوع تربیت و فضایی که افراد در آن بزرگ شده اند فرق می کند.)

در مورد خرید تلفن همراه برای بچه ها باید دو تا شرط را در نظر گرفت:

شرط اول این است که بچه به سنی رسیده باشد که ضرر و زیان و استفاده ی صحیح و اشتباه را بفهمد یعنی تشخیص بدهد که استفاده درست است یا نادرست. یعنی صرفا بخاطر جذابیت ها موجود در ابزار جدید که روی تلفن همراه نصب می شود ،به سمت آنها نرود. و در واقع قدرت مدیریتی پیدا کرده باشد. که این به نوع تربیت پدر و مادرها دارد. ما در تربیت بچه ها کم کاری می کنیم و شیوه های دینی را یاد نگرفته ایم و اجرا نکرده ایم.

شرط دوم نیاز است. ممکن است که کسی به این رشد سنی رسیده باشد ولی نیازی به گوشی همراه نداشته باشد. بچه ای که صبح به مدرسه می رود و بعدازظهر با سرویس به خانه برمی گردد یا مدرسه اش خیلی نزدیک است .و با خانواده بیرون می رود ،این بچه نیازی به تلفن همراه ندارد. گاهی ما در دست بچه ی ابتدایی تلفن همراه می بینیم. چرا؟ گاهی پدر و مادر در کنار این بچه هستند و بچه با تلفن همراه بازی می کند. تلفن همراه برای بازی کردن نیست. استفاده ی تلفن همراه برای بازی نشانه ی نفهمیدن منطق تلفن همراه است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1395-06-08] [ 09:18:00 ق.ظ ]




خانواده محور بار آوردن بچه ها یک حدیث مفصل است که دراین محفل نمی گنجد. بچه های خانوده محور بچه هایی هستند که در خانواده پاسخ نیازهای حقیقی خودشان را می گیرند.
بعضی از پدر و مادرها ،هنوز تفاوت بین نیازهای کاذب و حقیقی بچه ها را تشخیص نداده اند. برای پاسخ گویی به نیاز بچه ها ، ما نیاز به محبت و احترام داریم.
بچه ها باید در فضای خانواده از طرف پدر و مادر،در نهایت سیری، محبت را احساس کنند یعنی باید در داخل خانه از محبت سیر بشوند. و در خارج از خانه گدای محبت نشوند.
دیگر اینکه بچه ها باید در فضای خانه احساس شخصیت کنند که هستند و دیده می شوند. و احساس کنند که به آنها توجه می شود. اگر در هر کدام از اینها خلل وارد شود، بچه ها به سمت جامعه سوق داده  می شوند. زیرا در جامعه فضا برای پاسخ گویی به این نیازها فراهم است البته بصورت کاذب. مثلا از طریق رفقای مدرسه و تعامل با کسانی که با آنها چندان رفاقتی ندارد.
وقتی بچه ها در خانواده محبت و احترام را از پدر و مادرشان می بینند تابع پدر و مادر می شوند. تلفن همراه خریدن محبت نیست .بچه ها نیاز دارند که پدر و مادر به آنها توجه کنند، با آنها بازی کنند و برای آنها وقت بگذارند .وقتی بچه ها می فهمند که پدر و مادر از صمیم قلب آنها را دوست دارند و برایشان وقت می گذارند و بخاطر آنها خودشان را بچه می کنند و با آنها بازی می کنند، حرف آنها را گوش می دهند. ما می توانیم با یک بازی ،دو ساعت بچه ای را سرگرم کنیم که حتی معتاد به تلویزیون است .
واقعیت این است که بازی های کامپیوتری و تلویزیون، ابزاری شده برای پدر و مادرهایی که نمی خواهند برای بچه شان وقت بگذارند. بازی با رایانه به روح بچه ضرر وارد می کند زیرا روح بچه تحمل دیدن این همه صحنه ها و تصاویر و هیجان ساکن را ندارد. اثر اینها کمتر از کتک زدن جسمی بچه نیست. این یک کتک زدن محترمانه است که دست در آن کار نمی کند و پدر و مادر با این کار می خواهد راحت باشد و به کارهایش برسد.
اگر ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم هم حوصله ی آنرا داریم و هم می توانیم وقتش را فراهم کنیم. مثلا پدری که می گوید خسته است ،هنگام بازی جام جهانی فوتبال ها را با حوصله تماشا می کند.
بسیاری از شخصیت های بچه زیر هفت سال بسته می شود ولی در جامعه ی ما فکر می کنند که تربیت بعد از هفت سال شروع می شود. ما به خیلی از پدر و مادرها که از نوجوانان شان می نالند می گوییم که باید صبر داشته باشند زیرا در هفت سال اول که دوران طلایی تربیت بچه بود و اوج آن در محبت و بازی کردن با بچه بوده، را از دست داده اند و حالا باید تلاش کنند که گذشته را جبران کنند و تازه به نقطه ی صفر برسند. ما باید در نظر بگیریم که زمان تربیت بچه محدود است.
باید به معصومیت بچه توجه کنید تا یک رابطه ی عاشقانه برقرارکنید و برای بچه وقت بگذارید. ما می توانیم برای بچه های مان مرخصی ساعتی بگیریم همان طور که برای تماشای فوتبال مرخصی می گیریم. پاسخ دادن به نیاز واقعی بچه یعنی رابطه عاشقانه، باعث می شود که بچه خانواده محور بار بیاید. قلب این بچه دست خداست، شما وظیفه تان را انجام بدهید،خدا کاستی ها را جبران می کند. پس نیازهای بچه ها را بشناسیم و به نیازهای آنها پاسخ بدهیم.    
وقتی شما برای فردی احترام قائل هستید در مورد تصمیمی که در مورد فرد دارید با او حرف می زنید. ولی وقتی خودسرانه برای او تصمیم می گیرید این پیام را  دارد که تو ارزش نداری که برایت وقت بگذارم .
موضوعات: مناجات  لینک ثابت
 [ 09:13:00 ق.ظ ]




بدجوري زخمي شده بود
رفتم بالاي سرش
گفتم: زنده اي؟؟
گفت: هنوز نه!
خشكم زد تازه فهميدم چقدر دنيامون با هم فرق داره
او زنده بودن رو در شهادت مي دونست و من…
موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت
 [ 09:10:00 ق.ظ ]




شكر، يكي از برترين اعمال و داراي فضيلت بسيار است و از سه عنصر علم، حال و عمل تشكيل مي‌شود كه علماي اخلاق آن را به حقيقت شكر تعبير كرده‌اند. علم عبارت از آن است كه بداني نعمت، استقلال ندارد و وابسته به نعمت دهنده است.
عنصر حال يعني، وقتي كه انسان به منعم حقيقي معرفت پيدا كرد و دانست كه نعمت وابسته به اوست، ثمره‌اش اين است كه از اين نعمت، در دل شادي و سروري همراه با خضوع و تواضع ايجاد مي‌شود، و به اين جهت نعمت را هديه‌اي از سوي خدا و توجّهي از جانب او به خود مي‌داند. و امّا سومّين عنصر، عمل مي‌باشد و آن اقدام به چيزي است كه مقصود و محبوب منعم است، اين عمل ممكن است با قلب، زبان يا اعضاي ديگر انجام شود.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:56:00 ق.ظ ]